X
تبلیغات
رایتل

رفیق فقط یه واژست

دوره رفیق با مرام گذشت

جمعه 21 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 02:29 ق.ظ

چیکار کنم؟دارم میمیرم!

 

 

الان ساعته 2:10 دقیقه شبه خوابم نمیبره چرا؟ 

چرا من باید تا این ساعت بیدار باشم؟ 

 

 منبع: وبلاگه مارلین دین

 

مشکلم چیه چرا مثه همه همسنام بیخیاله همه چی نیستم؟ 

حالا حرفم اینه که اولین شبم نیست که تا صبخ بیدارم 

چون میترسم..میخوای بدونی واسه چی؟ 

یه نفر مثه من که تازه رفته تو سنه 18 مثلا هم اسمش جوونه! 

چی تو سره من میگذره مثه یه پیرمرده 80 ساله موهام دیگه داره سفید میشه از بس فکر کردم میخوای بدونی به چی؟ 

نه داداش به کسی فکر نمیکنم دیگه به جایی رسیدم که فکره داف بازیو این چرتو پرتا تو سرم نیست همش دارم به مسائله دورو برم فکر میکنم به این مردمه بدبخت که نون واسه خوردن ندارن به جوونایی که زندگیشون واسه چیزایه خیلی ساده که واسه بعضیا فراوونه خراب شده به دخترایه تو شهرم که دیگه سنه سک---شون به 10 سال رسیده دیگه دخترایه ابتداییه باید تو خونه خالی دنبالشون بگردی 

به کلمه رفیق که خودم به شخصه هیچ خیری ازش ندیدم حالا به هر نحو به تیغایی که هر روز رو دستایه جوونامون کشیده میشه به خاطره این که کمبوده محبت دارند به پول سروره خیابون به خود که تا 2 ساله دیگه شایدم کمتر زنده باشم!! اگه اینو میگم دلیل دارم اخه یه جوونه 18 ساله چرا باید هرروز قلبش درد بگیره ها!! مگه چه گهی خورده که خدا نمیخواد زندگیش بیشتر طول بکشه حالا نمیگم حتما بیماریه قلبی دارم اما 50 درصد مطمئنم چون بیشتره وقت درد میگیره واقعیتش میترسم برم دکتر میترسم یه وقت بگن مریضه قلبی داری!! 

حالا نمیخواد تو بری همه جا جار بزنی که فلانی مریضیه قلبی داره نه داداش هر وقت مردم خبره مرگم هرچی دلت خواست برو به همه بگو 

اینا که گفتم فقط دردایه چند دقیقه بود که تو ذهنم بود گفتم به شما هم بگم حالا تو بگو این یارو کسخله اشکال نداره اما یه  روز منو درک میکنی! 

 

 منبع: وبلاگه مارلین دین

 منبع: وبلاگه مارلین دین